اولگا و ماکس ۱۵ سال اختلاف دارند. اولگا یک زن موفق با موقعیت تثبیت شده، مادر یک زن جوان بالغ است، ماکس یک مرد جوان جذاب می باشد که وقف لذت بردن از زندگی است.
داستان دختری جذاب و جوانی را دنبال میکند که به عنوان راهی برای خروج از شهر کوچکش اسکورت میشود، اما به زودی متوجه میشود که کنترلی بر وضعیت خود ندارد.
یک پسر یهودی در روزهای ابتدایی جنگ جهانی دوم از خانواده خود جدا شده و به یتیم خانه فرستاده می شود.او به عنوان یک قهرمان جنگی وارد دنیای نازیها شده و در نهایت به عنوان یکی از جوانان هیتلری معرفی می شود…
رابطه لورا و ماسیمو در تعادل است زیرا آنها سعی می کنند بر مسائل اعتماد و حسادت غلبه کنند در حالی که یک ناچو سرسخت تلاش می کند تا آنها را از هم جدا کند…
لورا و ماسیمو برگشته اند و قوی تر از همیشه هستند. با این حال، روابط خانوادگی ماسیمو و مردی مرموز که برای قلب لورا نقشه کشیده ، زندگی عاشقان را پیچیده می کند…
زندگی لورا، یک مدیر فروش ساده، زمانی تغییر می کند که او به سیسیل سفر می کند اما توسط ماسیمو، یکی از اعضای مافیا ربوده می شود. ماسیمو او را به مدت ۳۶۵ روز گروگان نگه می دارد تا او را عاشق خود کند…