داستان در بیمارستان دامپزشکی اتفاق میافتد. سگها صاحبان خود را به هم پیوند میدهند. صاحبان سگها با هم آشنا میشوند، درد دل میکنند و از یکدیگر دلگرمی میگیرند.
بعد از فرار از کره شمالی، لوح کیوان برای به دست آوردن وضعیت پناهندگی در بلژیک تلاش میکند. در این میان، او با زنی غمگین و ناامید آشننا می شود که تمام امید خود را از دست داده است…
در حالی که یک دختر نوجوان به همراه مادرش که زنی جسور است از برادرش مراقبت میکند، با یک فعال عجیب و غریب دوست میشود. این فعال در حال اعتراض به یکی از مهمترین پروندههای پزشکی تاریخ است….
رماننویسی که از سوء استفاده نهادها از فرهنگ سیاهپوستان ناراضی است، با نام مستعار کتابی مینویسد که او را به قلب ریاکاری و دیوانگیای میکشاند که ادعا میکند از آن بیزار است….
جودی نلسون از تحقیقات پزشکی استعفا میدهد تا ازدواج کند. سال ها بعد شوهر او، فیزیک دان، از او طلاق گرفته تا با دکتری دیگر باشد. او که بسیار نا امید شده اکنون تنها در آپارتمان لوکسش زندگی می کند و …