فرمانده اردوگاه آشویتز، رودلف هوس، و همسرش هدویگ در تلاشند تا در خانهای با باغ که در کنار اردوگاه قرار دارد، زندگی رویایی خود را برای خانوادهشان بسازند…
بوکسوری تازه از زندان آزاد شده پس از کشتن حریف خود در حین مسابقه، همراه دوست بلندپرواز و بیرحمش، در گردابی از توطئه و خیانت گرفتار میشوند و مسیرهای متفاوتی برای زندگی جدید خود انتخاب میکنند…
کوینتو به خاطر سرقت از بانک متهم می شود و شش سال را در زندان می گذراند. هنگامی که او آزاد می شود، او مردی را که او را به زندان انداخته بود پیدا می کند و برنامه ریزی می کند تا همه چیز را از او بگیرد…