یک داستان فانتزی که در نیمه اول قرن ۱۹ ام جریان دارد و درباره راهبی به نام “ایوان” است که باید با نیروهای پلید و شیطانی که قصد دارند او را از خدا دور کنند، در صومعه اش مبارزه کند…
شرلوک هولمز در پی کشف این مساله است که چرا یک گروه سه نفره جانی بیرحم، از جمله یک زن جذاب خطرناک، برای به دست آوردن سه جعبه موسیقی کوچک معمولی و ارزان، جان خود را به خطر می اندازند.
یک پیرمرد که مبتلا به زوال عقل می باشد، با کمک یکی از بازماندگان آشویتس (اردوگاه کار اجباری نازی ها) و یک نامه دست نوشته، به دنبال شخصی می گردد که مسئول مرگ خانواده اش می باشد…