ایزایا پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، با نبود برنامهای مشخص برای آینده روبرو میشود. اما با دریافت انگیزهای جدید، تصمیم میگیرد تا برای آینده خود برنامهریزی کند و انتخابهای بهتری داشته باشد.
“کریسمس آنجلا” داستانی طنز، دلگرمکننده و احساسی است که در دهه ۱۹۱۰ در ایرلند اتفاق میافتد و قدرت خانواده و میل کودکانه برای امن، گرم و دوستداشتنی بودن همه در کریسمس را به تصویر میکشد….
داستان در بیمارستان دامپزشکی اتفاق میافتد. سگها صاحبان خود را به هم پیوند میدهند. صاحبان سگها با هم آشنا میشوند، درد دل میکنند و از یکدیگر دلگرمی میگیرند.
ماری شورای هالوونتاون را متقاعد می کند که هیچ آسیبی به فرزندانشان نخواهد رسید اما به شکل خنجر آهن شیطانی به آنها می رسد. اکنون ، این وظیفه اوست که آنها را نجات دهد…