«جول» که آدمی خجالتی و تا حدی ساده است، در یک مسافرت ساحلی با دو نفر از دوستانش، با «کلمنتاین» که دختری کمفکر و پرانرژی است آشنا میشود. بعد از مدتی این دوستی به پایان میرسد و کلمنتاین دست به یک عمل…
صاحب سختکوش يک شرکت کوچک به همراه دو تن از شرکايش برای انعقاد مهمترين قرارداد زندگیشان راهی اروپا میشوند. اما آنچه به صورت سفر کاری معمولی شروع شده بود، از هر نظر، قابل تصور و غيرقابل تصوری، از کن…
درست مدت کوتاهی پس از پروازی که داشتند،دوست دختر بی پروا و موسیقدانش سامانتا در یک تصادف کشته می شود.یان ویندهام تاجر بریتانیایی که در لندن زندگی می کند شانس این را به دست می آورد تا تمام روز را از نو…