داستان فیلم دربارهی یک شاهزادهی باستانی هست که در دخمهای در یک صحرای دور افتاده از خواب بیدار شده و قصدش نابودیِ بشریت میباشد…
«سم» که یک تاجر است، بعد از مرگ پدرش برای شرکت در مراسم تشییع جنازه به شهر مادری اش می رود. او بعد از مدتی اقامت در آنجا می فهمد که خواهری دارد که هیچ موقع از وجودش اطلاع نداشته است…