پدری که از غم از دست دادن پدر خود عزادار بود، پسرش را به سفری فرستاد تا با مفهوم مرگ آشنا شود. در همین حین، او مشغول ساختن خانهی ارواح سالانه بود.
گروهی از نوجوانان در کلرادو دقیقا یک سال پس از پنهان کردن مرگ تصادفی یک دوست، متوجه می شوند که یکی یکی توسط یک شخصیت مرموز با یک قلاب تحت تعقیب قرار گرفته و کشته می شوند…